الشيخ أبو الفتوح الرازي
219
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و نفس از دار و دباغ آن مقدار باشد كه ( 1 ) به او دباغت كنند . امّا در آيت مراد به « نفس » غيب است ، يعنى آنچه در دل و غيب من است تو دانى ، و آنچه در غيب و علم تو است من ندانم . و گفتهاند : از اقسام نفس يكى عقوبت است في قوله : وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّه نَفْسَه ( 2 ) ، أى عقوبته ، و گفتهاند : مراد به اين « نفس » ذات است ، و معنى آن است كه : و يحذّركم اللَّه ( 3 ) ايّاه . اگر گويند : « غيب » را چرا نفس خواند ؟ گوييم : براى آن كه محلّ آن در تن پوشيده باشد چون محلّ نفس كه حيات است و اگر نفس در حقّ عيسى - عليه السّلام - حقيقت است و در حقّ قديم تعالى بر سبيل ازدواج هم وجهى دارد ( 4 ) . * ( إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ) * ، كه تو دانندهء غيبها و كارهاى پوشيدهاى . قوله تعالى : * ( ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِي بِه ) * ، عيسى جواب آنچه خداى تعالى گفت : * ( أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ ) * ، گفت : بار خدايا من نگفتم ايشان را الَّا آنچه تو مرا فرمودى : [ 54 - پ ] * ( أَنِ اعْبُدُوا اللَّه ) * . در معنى و محلّ او خلاف كردند . سيبويه گفت : « أن » به معنى أى مفسّره است . نبينى كه اين تفسير و بيان آن است كه خداى تعالى فرمود او را و مثله قوله : وَانْطَلَقَ الْمَلأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا ( 5 ) ، يعني أي امشوا ، براى آن كه مفسّر آن است كه پيش اوست . و روا بود كه محلّ او نصب بود به آن كه بدل « ما » ست ، و « ما » در محلّ نصب است ، و شايد كه در محلّ جر بود به آن كه بدل باشد از « به » به تقدير اعادت حرف جر « ما امرتني به ، بان اعبدوا الله » . و شايد كه محلّ او رفع بود خبر مبتداى محذوف ، و التّقدير و هو ان اعبدوا اللَّه . بار خدايا من ايشان را هيچ نگفتم مگر آنچه مرا فرمودى از دعوت ايشان با عبادت خداى كه خداى من است و خداى شما ، * ( وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ) * ، و تا در ميان ايشان بودم گواه بودم بر ايشان ، با آنچه مىكردند . * ( فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي ) * ، چون مرا بميرانيدى و جان برداشتى . و گفتند : اين لفظ دليل است بر آن كه خداى تعالى عيسى را بميرانيد و آنگه زنده كرد و به آسمان برد ، و كذلك قوله : إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرافِعُكَ إِلَيَّ ( 6 ) . و
--> ( 1 ) . مج ، وز ، مت ، مر يك بار . ( 2 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 28 . ( 3 ) . آج ، لب و . ( 4 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : باشد . ( 5 ) . سورهء صاد ( 38 ) آيهء 6 . ( 6 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيه 55 .